لغت نامه دهخدا نعوظ. [ ن ُ ] ( ع مص ) برخاستن نره کسی. ( از منتهی الارب ). برخاستن و راست شدن ذکر. ( از متن اللغة ). قیام الذکر. ( تاج المصادر بیهقی ). برپای شدن مردی. برخاستن قضیب. ( یادداشت مؤلف ). نَعظ. نَعَظ. ( متن اللغة ) ( منتهی الارب ). رجوع به نعظ شود. || ( اِمص ) استادگی ذکر. ( غیاث اللغات از بحر الجواهر و منتخب اللغات ) ( آنندراج ). برخاستگی و راست شدگی نره. ( ناظم الاطباء ). || انگیز. تحریک. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی برخاستن آلت تناسل مردبراثرغلبه شهوت، راست شدگی۱ - ( مصدر ) برخاستن ذکر بسبب غلبه شهوت . ۲ - ( اسم ) برخاستگی نره .
فرهنگستان زبان و ادب {erection} [علوم سلامت] وضعیتی که در آن آلت سفت و محکم می شود و به طور طبیعی با تحریک جنسی صورت می گیرد