لغت نامه دهخدا
گر نظر از راه عنایت کنی
جمله مهمات کفایت کنی.نظامی.بتی چون برآرد مهمات کس
که نتواند از خویش راندن مگس.سعدی ( بوستان ).نبردند پیشش مهمات کس
که مقصود حاصل نشد در نفس.سعدی ( بوستان ).|| چیزهای واجب و ضروری. مهمات سفر. لوازم سفر. || در اصطلاح نظامی، آلات و ادوات جنگ. آنچه از اسلحه و لوازم نظامی که در جنگ به کار است. انواع ابزار جنگ و تجهیزات و تدارکات نظامی که درجنگ به کار رود چون توپ و تفنگ و نارنجک و خمپاره وباروت و وسائل حمل آنها. قورخانه. ساز و برگ جنگی. عُدَّت و آلات جنگ و تجهیزات نظامی.