لغت نامه دهخدا
متأله.[ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِه ْ ] ( ع ص ) پرستنده. ج ، متألهین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آن که خدا را پرستش کند.عابد. زاهد. || آن که به علم الهیات اشتغال دارد : متألهان فلاسفه از سقراط و انبذقلس تا به افلاطون و ارسططالیس چنین گفتند که علتها را یک علت است. ( جامعالحکمتین ). و رجوع به تأله شود.