لغت نامه دهخدا
فکلی. [ ف ُ ک ُ ] ( ص نسبی ) آنکه فکل دارد. ( یادداشت مؤلف ). کسی که بشیوه اروپائیان لباس می پوشد. فرنگی مآب. شیک پوش. || نامی است که متدینین متعصب دوره ناصرالدینشاه به متجددین داده اند. ( یادداشت مؤلف ).
فکلی. [ ف ُ ک ُ ] ( ص نسبی ) آنکه فکل دارد. ( یادداشت مؤلف ). کسی که بشیوه اروپائیان لباس می پوشد. فرنگی مآب. شیک پوش. || نامی است که متدینین متعصب دوره ناصرالدینشاه به متجددین داده اند. ( یادداشت مؤلف ).
آن که فکل دارد . کسی که به شیوه اروپائیان لباس می پوشد .
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
اکل (۱۰۹ بار)ف (۲۹۹۹ بار)