لغت نامه دهخدا
فارع.[ رِ ] ( اِخ ) قلعه ای است به مدینه ، و ابن سکیت گویداکنون خانه جعفربن یحیی است. ( از معجم البلدان ).
فارع. [ رِ ] ( اِخ ) در بالای وادی الشراة قریه ای است بنام فارع که درخت خرما بسیار دارد. ساکنانش معلوم نیست از کدام قبیله اند. آبهای آن از چشمه هایی است که در زیر زمین جریان دارند. ( از معجم البلدان ).