صعب العبور

لغت نامه دهخدا

صعب العبور. [ ص َ بُل ْ ع ُ ] ( ع ص مرکب ) دشوارگذار. دش گذار.

فرهنگ عمید

راهی که از آن به سختی عبور می کنند.

فرهنگ فارسی

جایی که از آن بسختی توان گذشت دشوار گذار دش گذار دشورا رو مقابل سهل العبور .
دشوار گذار
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم