شیروانی

لغت نامه دهخدا

شیروانی. [ شیرْ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به ملک شیروان. ( ناظم الاطباء ). از مردم شیروان. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به شیروان شود.
شیروانی. [ شیرْ ] ( حامص مرکب ) شغل شیروان. شیربانی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیروان شود.
شیروانی. ( اِ ) خرپشته ای که به روی سقف خانه بنا می کنند. ( ناظم الاطباء ). سقفی پوشیده از تنکه آهن یا آهن سفید و حلبی به شکل خرپشته. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی خیمه چهارگوشه. ( فرهنگ فارسی معین ).
شیروانی. [ شیرْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شاهپور شهرستان خوی. سکنه آن 172 تن و آب آن از چشمه و باران. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ معین

(ص نسب . ) ۱ - پوششی که با چوب ، حلب و آهن روی سقف بعضی از خانه ها سازند. ۲ - نوعی خیمة چهارگوش .

فرهنگ عمید

پوششی که با چوب و حلبی بر روی سقف بعضی از خانه ها درست می کنند.
از مردم شیروان.

فرهنگ فارسی

پوششی که باچوب وحلبی برروی سقف بعضی ازخانهااست
( صفت ) ۱ - منسوب به شیروان از مردم شیروان . ۲ - پوششی که با چوب حلب آهن سفید بر روی سقف بعضی از خانه ها سازند . ۳ - نوعی خیمه چهار گوشه .

دانشنامه عمومی

شیروانی (روستا). شیروانی، روستایی است از توابع بخش کوهسار و در شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران. زبان مردم این روستا کردی کرمانجی است و از روستاهای کرد نشین ایران محسوب می شود. .
این روستا در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۱۹۹نفر ( ۱۹۰ خانوار ) شایان ذکر است که اهالی اینروستا بدلیل نداشتن امکانات وکار مناسب بیشتر به شهرها مهاجرت کرده وتنها 40خانوار درروستا باقی مانده اند بیشتر ساکنان قبلی شیروانی در مناطق محروم شهری در سخت ترین کارها مشغول به کار برای امرار معاش هستند . وهنوز اینروستا از نبود جاده مناسب و مدرسه راهنمایی رنج میبرد . بوده است.

دانشنامه آزاد فارسی

از گویش های کُردی کُرمانجی که در شیروان خراسان به آن سخن می گویند و به قوچانی و جابانی نزدیک است. واکه های شیروانی عبارت اند از: مصوت های مرکب /ay/، /uy/ و /aw/ و نیمه مصوت /w/. تغییر و تبدیل ها: تبدیل /a/ به /e/ در ev «لَب»؛ تبدیل /b/ به /v/؛ حذف صامت /d/ در zu «زود»؛ حذف صامت /z/ پایانی در ru «روز/خورشید». مضاف الیه پس از مضاف می آید و نشانة آن کسره است. صفت بعد از موصوف است و نشانة آن براساس هماوایی با مصوت آخر /-e/ یا /-i/ و در مورد جمع /-a/ است. همچون دیگر گویش های کردی صرف فعل حالت ارگیتو دارد: dim az we «او مرا دید»، برخی از واژگان شیروانی: bri «ابرو»، xue «نمک»، xwaye «خدا»، daw «دوغ»، derang «دیر»، qol «کوتاه»، baz «گوسفند»، hiv «ماه/مهتاب»، و gujji «سگ».
50010800

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شیروانی (ابهام زدایی). شیروانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • حیدرعلی شیروانی، از علمای قرن دوازدهم هجری قمری و متخصص در فقه، تفسیر، حدیث و کلام• زین العابدین شیروانی، زین العابدین شیروانی از عارفان و درویشان نعمت اللهی• محمد شیروانی، از علمای قرن یازدهم هجری قمری• علی شیروانی ، از علما و محققین معاصر
...

ویکی واژه

(خانه‌سازی): پوششی که با چوب، حلب و آهن روی سقف بعضی از خانه‌ها سازند.
نوعی خیمه چهارگوش. شیروانی ممکن است از اصطلاح قدیم‌تر شیروان اقتباس شده باشد همچنین اصطلاح اخیر نیز باید به‌صورت شیربان بوده باشد.
(خانه‌سازی): خرپشته‌ای که به روی بام و سقف خانه می‌سازند. سقفی پوشیده از تنکه‌ی آهن یا آهن سفید و حلبی به شکل خرپشته
محافظ شیر، مسئولیت نگهبانی و محافظت شیرها را در قفس یا بند برعهده گرفتن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم