شفابخش

لغت نامه دهخدا

شفابخش. [ ش ِ / ش َ ب َ ] ( نف مرکب ) شفابخشنده. شفادهنده. دارویی که تندرستی آورد. ( ناظم الاطباء ). شافی. شفادهنده. بهبودبخش. ( یادداشت مؤلف ) :
ای باد از آن باده نسیمی به من آور
کآن بوی شفابخش بود دفع خمارم.حافظ.|| نافع و سودمند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. شفابخشنده، شفادهنده.
۲. پزشکی که بیمار را از مرض برهاند.
۳. دارویی که مرض را رفع کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پزشک یا دارویی که دیگران را شفا دهد .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم