زهردار

لغت نامه دهخدا

زهردار. [ زَ ] ( نف مرکب ) صاحب زهر. جانور یا گیاهی که سم دارد. سامه. سوام : مار زهردار. مقابل بی زهر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). حیوان زهردار؛ جانوری که دارای زهر باشد. ( ناظم الاطباء ) :
کشت خال لب توام آری
مگس شهد زهردار بود.میرخسرو ( از آنندراج ). || آلوده به زهر و محتوی از زهر: خنجر زهردار؛ خنجر آلوده به زهر. ( ناظم الاطباء ) :
برآویخته ناچخی زهردار
بوقت زدن تلخ چون زهرمار.نظامی.رجوع به زهر شود.

فرهنگ فارسی

صاحب زهر جانور یا گیاهی که سم دارد

دانشنامه عمومی

زهردار (فیلم). زهردار ( به هندی: Zahreelay ) یا سمی فیلمی محصول سال ۱۹۹۰ و به کارگردانی جویلین کول است. در این فیلم بازیگرانی همچون جیتندرا، سانجی دات، چانکی پاندی، جوهی چاولا، شارات ساکسنا، کیران کومار ایفای نقش کرده اند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم