لغت نامه دهخدا
در زیر بار جرم و زلل مانده چون خران
از هر سویی شهیق برآورده و زفیر.سوزنی.حیف باشد صفیر بلبل را
که زفیر خر ازدحام کند.سعدی.
زفیر.[ زِ ] ( اِخ ) در میتولژی یونان نام باد مغرب است که بعداً معادل باد ملایم و مطبوع بکار رفته است. ( از لاروس ). در اساطیر یونان مظهر باد مغرب و پدر کسانتوس و بالیوس ، اسبهای جاودانی اخیلس که اولی سخن گفتن میدانست و مرگ اخیلس را از پیش خبر داده بود. زفوروس. ( دایرة المعارف فارسی ).