لغت نامه دهخدا
- راننده کشتی ؛ ناوبر. کشتیبان. کشتی بر. هدایت کننده کشتی. ناوخدا. ناخدا.
- راننده هواپیما ؛ خلبان. آنکه هواپیما را هدایت می کند.
|| دفعکننده. دافع: دَفوع ؛ بسیار راننده و دفعکننده. مِدفَع؛ بسیار دفعکننده و راننده. || دورکننده. طردکننده. ذائد. طارد. شَحَذان ؛ نیک راننده. مِشحَذ؛ سخت راننده. مِدنَظ؛ سخت راننده. || جاری کننده. روان سازنده : کارح ؛ راننده آب. ( منتهی الارب ). || رونده. روان : مُدقَس : جمل مدقس ؛ شتر درشت بسیار راننده. ( منتهی الارب ).