لغت نامه دهخدا دودلی. [ دُ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دودل. ارتیاب. شک ورزیدن. دودل بودن. دودله بودن. تردید. تردد. تعلل. شک. ذبذبة. تذبذب. شک و تردید. مردد بودن. ( یادداشت مؤلف ) : ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی.نظامی.