دودلی

لغت نامه دهخدا

دودلی. [ دُ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دودل. ارتیاب. شک ورزیدن. دودل بودن. دودله بودن. تردید. تردد. تعلل. شک. ذبذبة. تذبذب. شک و تردید. مردد بودن. ( یادداشت مؤلف ) :
ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم
ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) شک و تردید.

فرهنگ فارسی

شک و تردید مردد بودن .

دانشنامه عمومی

دودلی (دژ). دودلی ( انگلیسی: Dudley Castle ) قلعه ای ویران در انگلستان است.

ویکی واژه

indecisione
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم