استلزام
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) همراه گرفتن همراه داشتن . ۲ - ( اسم ) لزوم وجوب ضرورت لازم شدگی بهم چسبیدگی . جمع : استلزامات . یا استلزام عقلی .
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنی لزوم و وجوب) در اصطلاح منطق، یکی از شیوه های رسیدن از معلوم به مجهول در قیاس های استثنایی است، چنان که «روشن شدن هوا» مستلزم «برآمدن خورشید» است. (← قیاس_استثنایی)
دانشنامه اسلامی
معنای لغوی «استلزام» به چیزی مشروط بودن، چیز دیگری را لازم داشتن و به چیز دیگر وابسته بودن است.
معنای اصطلاحی
استلزام در اصطلاح، یکی از راه های رسیدن از معلومات به مجهول (مطلوب) در برهان است.
توضیح اصطلاح
توصل از معلومات به مجهول در برهان یا از طریق استلزام است و یا از طریق اشتمال. در استلزام از ملزوم به لازم انتقال صورت می گیرد؛ مانند انتقال از معلومات به مجهول در قیاسات استثنائی. در طریق اشتمال، انتقال از امری به امر دیگری صورت می گیرد که میان آن دو با هم یا با امر سومی، نوعی رابطه اشتمالی موجود باشد.ملازمه، مترادف تلازم و استلزام است، اما منطقیان بین تلازم و استلزام فرق گذاشته و در این باره گفته اند: تلازم، عدم جدایی از دو طرف و استلزام، عدم جدایی از یک طرف است.
ویکی واژه
لزوم، وجوب.