لغت نامه دهخدا اساطین. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اسطوانه ، بمعنی ستون.( غیاث اللغات ) ( کنز اللغات ). || ارکان.- اساطین علم و حکمت ؛ بزرگان دانش و فلسفه.
فرهنگ فارسی جمع اسطوانه( اسم ) جمع اسطوانه . ۱ - ستونها رکن ها ارکان . ۲ - بزرگان برجستگان : ازاساطین عصر خویش بود .