( آماد ) آماد. ( ع اِ ) ج ِ اَمَد. ( امآد ) امآد. [ اِم ْ ] ( ع مص ) نرم و نازک گردانیدن سیرآبی گیاه را. ( منتهی الارب ). تر و تازه و نازک کردن سیرآبی گیاه را. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
( آماد ) جمع امد نرم و نازک گردانیدن سیرابی گیاه را
فرهنگستان زبان و ادب
آماد {logistics} [علوم نظامی] علم طرح ریزی و جابه جایی و نگهداری نیروها عمدتاً شامل طراحی و توسعه و فراهم سازی و انبارش و انتقال و توزیع مواد و اقلام؛ جابه جایی و تخلیه و بستری کردن نیروها در صورت لزوم؛ فراهم سازی و ساخت و نگهداری و جابه جایی تجهیزات و ارائۀ خدمات {prime} [روان شناسی] سرنخی که وقتی تجربه می شود پاسخ مشخصی را تسهیل و بقیه را مهار می کند