آپاندیس

فرهنگ عمید

( آپاندیس ) ۱. (زیست شناسی ) زائدۀ کوچک و کرمی شکلی در بدن انسان در طرف راست و در انتهای رودۀ کور.
۲. (پزشکی ) = آپاندیسیت

فرهنگ فارسی

( آپاندیس ) ( اسم ) ۱ - زاید. کیسه مانند کوچکی است در قسمت تحتانی اعور آویزه ضمیم. اعور زاید. رود. کور ۲ - قسمتی از اندامهای حشرات ( از قبیل پنجه و آرواره ها ).
روده کوچک زائدی درطرف راست بدن درانتهای روده کور، آنراضمیمه اعورهم میگویند

فرهنگستان زبان و ادب

آپاندیس
[پزشکی] ← آویزه

دانشنامه آزاد فارسی

آپاندیس. آپاندیس (appendix)
لولۀ ته بستۀ کوتاهی، متصل به رودۀ کور. در انسان، عملکرد مشخصی ندارد، اما در علف خواران، ممکن است بزرگ و دارای میلیون ها باکتری باشد که آنزیم هایی برای هضم علف ترشح می کنند، زیرا هیچ یک از مهره داراننمی توانند آنزیم های هضم کنندۀ سلولزرا، که جزء اصلی دیوارۀ سلول های گیاهی ا ست، ترشح کنند. آپاندیس پادتنهایی را به روده ترشح می کند و بنابراین در سیستم ایمنیبدن نقش دارد، هرچند نقش آن حیاتی نیست، زیرا بیمار پس از خارج کردن آپاندیس نیز به خوبی به زندگی ادامه می دهد.

ویکی واژه

(جانوری): زائده کِرمی شکلی که از ابتدای روده بزرگ خارج می‌شود و نقش آن در بدن معلوم نیست. آپاندیسیت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم