لغت نامه دهخدا
درشوم گر مرا بفرمایی
در دهان هژبر تیزانیاب.مسعودسعد.- انیاب اغوال ؛ نیش های غولان ، برای وجود وهمی مثال آرند: مأخوذ است از بیت امرؤ القیس :
ایقتلنی و المشرفی مضاجعی
و مسنونة زرق کانیاب اغوال.امروءالقیس.|| کنایه است از دلیران جنگاور دشمن شکن : این جماعت ارکان دولت و انیاب امت دیلم بودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).