لغت نامه دهخدا
برگزیدم به خانه تنهائی
وز همه کس درم ببستم چست.شهید.دقیقی چار خصلت برگزیده ست
به گیتی در ز خوبیها و زشتی.دقیقی.هر آن کس که او برگزیند رواست
جهاندار بر بندگان پادشاست.فردوسی.چو خاقان چین این سخنها شنید
ز چین وختن لشکری برگزید.فردوسی.ورا برگزیدند ایرانیان
که آن چاره را تنگ بندد میان.فردوسی.به دشت آمد و لشکرش را بدید
ده ودوهزار از یلان برگزید.فردوسی.سپاس مر خدای را که برگزید محمد راکه صلاة باد بر او و بر آلش سلام. ( تاریخ بیهقی ص 308 ). سپاس مر خدای را که برگزید امیرالمؤمنین را از اهل این ملت. ( تاریخ بیهقی ص 308 ).
ز هر یک شنوپس مهین برگزین
چنان کاین نه آگاه از آن آن از این.اسدی.سبک پهلوان صف کین برکشید
جدا جای هر سرکشی برگزید.اسدی.از آن همه شصت و نه مرد برگزیدند که همه شیخ بودند. ( قصص الانبیاء ص 110 ).
همان را که خود خوانده باشی برانی
همان را کنی خوار کش برگزینی.ناصرخسرو.زو برگرفت جامه پشمینی