برانداز کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - وارسی کردن ، سنجیدن . ۲ - نگریستن ، دقت کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بر آورد کردن سنجیدنتخمین کردن دید زدن . ۲- نکریستن دقت کردن .

ویکی واژه

وارسی کردن، سنجیدن.
نگریستن، دقت کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم