اهمال
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
۱ - (مصدر ) فرو گذاشتن یله کردن وا گذاشتن سستی کردن در کاری . ۲ - بی پروایی کردن . ۳ - ( اسم ) سستی درنگ سهل انگاری . جمع : اهمالات .
دانشنامه آزاد فارسی
اِهْمال (در لغت به معنی: فروگذاشتن و رهاکردن) در اصطلاح منطق، در برابر حصر، فروگذاشتن و ذکرنکردن «سور» در قضیه ای که موضوع آن لفظ کلی است و در آن، نه طبیعت موضوع، که افراد موضوع، مورد نظر است، مثل «انسان، زیانکار است». در این قضیه مراد آن است که «هر انسانی زیانکار است». قضایای کلی محذوف السّور را «مهمله» می نامند.
نیز، رجوع شود به:مهمل
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۷۷۶.
...
[ویکی فقه] اهمال (منطق). اهمال یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای عدم ذکر سور قضیه یا عدم تبیین کمیت افراد موضوع کلی است.
اهمال در مقابل تشخص و تعیّن است. کاربرد این اصطلاح در تقسیمات قضایاست. اگر موضوع قضیه، کلی باشد و کمیت حکم آن روشن نشده باشد و بر عام یا غیر عام بودن آن نیز دلیلی وجود نداشته باشد چنین قضیه ای را «قضیه مهمله» می گویند؛ مانند: الانسان فی خسر و لیس الانسان فی خسر. به عبارت دیگر، قضیه مهمله، قضیه ای است که در آن، افراد موضوع، مورد نظر است، ولی در ذکر کلیت و جزئیت آن اهمال شده است؛ یعنی سوری بر موضوع نیامده است؛ مانند: انسان در زیان است و انسان سفید است.
دیدگاه خواجه طوسی
خواجه طوسی در اساس الاقتباس می نویسد: هرگاه موضوع در قضیه نه بطور شخص و نه بطور کل و نه جزو معلوم و مذکور نشده باشد آن قضیه را مهمله خوانند مثل «انسان کاتب است».
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: (۱) ابن سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات.
...
ویکی واژه
بی پروایی کردن.
سهل انگا
اهمالات.
به زمان دیگر انداختن کاری.