( آلکلی ) آلکلی. [ ک ُ ] ( ص نسبی ) الکلی. آنکه به بسیار آشامیدن مشروبهای الکل دار چون شراب و عرق و کنیاک و رم و سایر انواع آن معتاد است. الکلی. [ اَ ک ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به الکل. || آنکه مشروبهای الکلی بسیار آشامد.
فرهنگ عمید
۱. کسی که عادت به نوشیدن الکل دارد. ۲. آنچه دارای الکل باشد: نوشیدنی الکلی. ۳. آغشته به الکل: دستم الکلی شد.
فرهنگ فارسی
( آلکلی ) آنکه مشروبات الکلی بسیار نوشد ( صفت ) ۱ - شخصی که معتاد بنوشیدن الکل باشد : مشروبات (نوشابه های ) الکلی . ۲ - آنچه با الکل سوزد : چراغ الکلی .