تگرگ

تگرگ

تَگَرگ یا ژاله، نوعی بارش است که شامل قطره‌های یخ‌زده باران می‌شود که از آسمان به زمین می‌افتد. این پدیده به دلیل تغییرات ناگهانی دما در جو رخ می‌دهد و معمولاً در فصل بهار باعث آسیب به درختان و محصولات کشاورزی می‌شود و به عنوان یکی از آفات آسمانی شناخته می‌شود. زمانی شکل می‌گیرد که هوای مرطوب به لایه‌های بالاتر و سردتر جو برخورد کرده و ذرات بخار آب یخ می‌زنند. قطر دانه‌های تگرگ معمولاً بین ۵ تا ۵۰ میلی‌متر است و بیشتر از ابرهای کومولونیمبوس (ابرهای باران‌زا) که معمولاً با رعد و برق همراه هستند، بارش می‌کند. دانه‌های آن دارای یک هسته مرکزی سفیدرنگ هستند که با رشته‌های سفید زیادی احاطه شده و این رشته‌ها نیز با لایه‌ای نازک از یخ پوشیده شده‌اند. دانه‌های کوچک تگرگ به نام سرماریزه شناخته می‌شوند. اگر در فصل بهار بارش تگرگ به میزان زیادی اتفاق بیفتد، می‌تواند به محصولات آسیب برساند. بارش تگرگ برای درختان میوه‌ای مانند سیب، گیلاس و زردآلو در این فصل باعث می‌شود که شکوفه‌های این درختان به شدت آسیب ببینند و با ریزش این شکوفه‌ها، درختان دچار خسارت می‌شوند و در نتیجه کشاورزان با کاهش محصول مواجه خواهند شد. همچنین می‌تواند خسارات قابل توجهی به وسایل نقلیه، هواپیماها، نورگیرها، سازه‌های سقف شیشه‌ای و دام‌ها وارد کند. زمانی که اندازه آن ها از ۰.۵ اینچ (۱۳ میلی‌متر) بیشتر شود، می‌تواند در عرض چند ثانیه به هواپیما آسیب جدی برساند.

لغت نامه دهخدا

تگرگ. [ ت َ گ َ ] ( اِ ) ژاله و یخچه باشد. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). ژاله که به هندی اولا گویند و در سراج نوشته تگرگ بمعنی آب بسته که از آسمان بارد و بعضی ژاله نوشته و ژاله بمعنی شبنم نیز دیده شده. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). ژاله. ( صحاح الفرس ). چیزی که از ابر میبارد و آنرا ژاله. سنگک. سنگچه شخکاشه. یخچه نیز گویند.بتازیش برد نامند. ( شرفنامه منیری ). حب الغمام. عَبَّقُر حب قر. شهنگانه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). عُراب. قِقِط دانه های یخچه که از آسمان فروریزد. ( فرهنگ فارسی معین ). قطرات یخ بسته باران که بر اثر تغییرات ناگهانی هوا بر زمین فروریزد و بیشتر در بهار موجب زیان سر درختی ها و دیگر محصول کشاورزی گردد و در شمار آفات سماوی آید. و گاه از جهت سفیدی و انبوهی و شدت و سختی و سردی بسیار بدان مثل زنند

فرهنگ معین

(تَ گَ ) (اِ. ) قطره های یخ بستة باران که از آسمان فرو ریزد.

فرهنگ عمید

قطره های باران که در اثر سرد شدن ناگهانی هوا در ارتفاع کم به صورت دانه های کوچک یخ می بارد، سنگچه، شخکاسه، شهنگانه، پسکک، پسنگک، سنگرک، یخچه.

فرهنگ فارسی

یخچه، قطره های یخ بسته باران که از آسمان ببارد
( اسم ) ۱ - دانه های یخچه که از آسمان بارد قطره های یخ بست. باران که از آسمان فرو ریزد. ۲ - پای. دیوار پی دیوار.

دانشنامه آزاد فارسی

تَگَرگ (hail)
بارش، به شکل گلوله های یخ. قطره های آب حین حرکت به طرف بالا یخ می زنند؛ با ادامۀ گردش هوا، لایه های بیشتری از یخ روی این قطره ها می نشینند. این عمل به حدی تکرار می شود که دانه ها به اندازه ای سنگین شوند که جریان های همرفتی نتوانند آن ها را نگه دارند. آنگاه دانه ها به صورت تگرگ بر زمین می بارند. این پدیده ناشی از گردش رطوبت در جریان های همرفتی نیرومندی است که معمولاً بین ابرهای کومه ای بارا صورت می گیرد.

جملاتی از کلمه تگرگ

با نفس صفا و با خرد ناوردی آنرا باران بر این تگرگ آوردی
همی تیر بارید همچو تگرگ چو بادی که آذر بیاید به برگ
مرد باید که راستگو باشد ور ببارد بلا بر او چوتگرگ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم