اقویا

لغت نامه دهخدا

اقویا. [ اَق ْ ] ( از ع ، ص ، اِ ) مردمان قوی و توانا و زورآور، ضد ضعفا. ( ناظم الاطباء ). زورمندان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به اقویاء شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (ص . اِ. ) جِ قوی ، نیرومندان .

فرهنگ عمید

= قَوی

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جمع قوی نیرومندان توانایان زور آوران مقابل ضعفائ : (ضعفا از عهد. اقویا بر نیایند . )
مردمان قوی و توانا و زور آور . زورمندان .

ویکی واژه

جِ قوی ؛ نیرومندان.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم