( آره ) آره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) نوعی از لکنت و آن بحرف «راء» گشتن زبان باشد.
فرهنگ معین
( آره ) (رِ ) ( اِ. ) آرواره. (اَ رِّ ) (اِ. ) ابزاری است برای بریدن چوب یا فلز که از آهن و به شکل تیغة بلند و باریک و دندانه دار و تیز ساخته شده است.، ~دادن و تیشه گرفتن کنایه از: بگومگو کردن، کلنجار رفتن. زبان (اَ رُِ. زَ ) (ص مر. ) ۱ - تیززبان، زبان - دراز. ۲ - بهتان گوی.
فرهنگ عمید
وسیله ای با تیغۀ نازک فلزی دندانه دار و دستۀ چوبی یا فلزی که برای بریدن چوب، فلزات، و مانندِ آن به کار می رود.
فرهنگ فارسی
( آره ) هر یک از دو قطعه استخوان که حفره های دندانی در آن جای دارند فک یا آرواره زبرین فک اعلی یا آرواره زیرین. فک اسفل موقد حفره که دندان در آن جای دارد ابزارنجاری که تیغه نازک فلزی دندانه دارودسته چوبی یافلزی داردوبرای بریدن چوب بکارمیرود ( اسم ) ابزاری است برای درودگری از آهن که بشکل تیغ. بلند و باریک و آهن و جز آن بکار دندانه دار و تیز است و در بریدن چوب و میرود. آتش آتشکده گوشت خشک