احتجاب

لغت نامه دهخدا

احتجاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در پرده شدن. در حجاب شدن. ( زوزنی ). در پرده رفتن :
ز آفتاب ار کرد خفاش احتجاب
نیست محجوب از خیال آفتاب.مولوی.ور ببندی چشم خود را ز احتجاب
کار خود را کی گذارد آفتاب.مولوی.چون درآمد آن ضریر ازدر شتاب
عایشه بگریخت بهر احتجاب.مولوی.|| در پرده شدن زن بروز دوم از سال نهم خویش.

فرهنگ معین

( اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) در پرده شدن ، در حجاب شدن .

فرهنگ عمید

۱. در حجاب رفتن.
۲. پوشیدگی.
۳. (اسم ) پوشش، حجاب.

فرهنگ فارسی

درحجاب شدن، درپرده شدن، پنهان شدن
( مصدر ) در پرده شدن در حجاب شدن در پرده رفتن .

ویکی واژه

در پرده شدن، در حجاب شدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم