آشوبناک

لغت نامه دهخدا

( آشوبناک ) آشوبناک. ( ص مرکب ) پرآشوب.

فرهنگ عمید

( آشوبناک ) پرآشوب.

فرهنگ فارسی

( آشوبناک ) ( صفت ) پر آشوب
پر آشوب
( آشوب ناک ) پر آشوب

ویکی واژه

آشوب‌ناک
آشوبی، آشوب‌انگیز، متلاطم. آشوب: به هم خوردن نظم، هرج‌ومرج، بی‌نظمی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم