برهم آمیختن

ویکی واژه

برهم‌آمیختن
با یکدیگر ترکیب کردن. هر کجا که نور صافی باز آن خاک آمیخته شد، خاک را برنگ‌خویش گردانید، و باران رحمت و عنایت باز آن برهم آمیخت. «احمدجام»
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم