لغت نامه دهخدا اضاعه. [ اِ ع َ ] ( ع مص ) ضایع کردن. ( مؤید الفضلا )( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به اضاعة و اضاعت شود.
فرهنگ عمید ۱. ضایع کردن، تلف کردن، تباه ساختن.۲. ناچیز کردن.۳. بسیار شدن ضیاع کسی، بسیار شدن آب و زمین کسی.
فرهنگ فارسی اضاعت: ضایع کردن، تلف کردن، تباه ساختن، ناچیزکردن ، بسیارشدن ضیاع کسی، افزون شدن ضیعت شخص، بسیارشدن آب وزمین کسی( مصدر ) ۱ - ضایع کردن تباه ساختن تلف کردن : اضاعت اموال . ۲ - تیمار نکردن بی تیمار گذاشتن .ضایع کردن .