سنگ انداختن

لغت نامه دهخدا

سنگ انداختن. [ س َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) افکندن سنگ. || بمجاز، موانع و عوائقی برای کسی ایجاد کردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~ . اَ تَ ) (مص ل . ) کنایه از: اشکال تراشی ، مانع پیشرفت کار کسی شدن .

فرهنگ فارسی

افکندن سنگ . یا بمجاز موانع و عوائقی برای کسی ایجاد کردن .

ویکی واژه

کنایه از: اشکال تراشی، مانع پیشرفت کار کسی شدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم