سرپاش

لغت نامه دهخدا

سرپاش. [ س َ ] ( اِ مرکب ) گرز گران که بعربی عمود خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به سرپاس شود.

فرهنگ معین

(سَ ) (ص فا. اِمر. ) = سرپاشنده : گرز گران ، عمود.

فرهنگ عمید

گرز گران، عمود، گرز.

ویکی واژه

سرپاشنده: گرز گران، عمود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم