سراسیمه وار

فرهنگ معین

( ~ . )(ق مر. ) با عجله و شتاب .

فرهنگ فارسی

بطور سراسیمه باعجله شتاب : بهزاد چون آن حالت بدید و آن سخن بشنید سراسیمه وار خواست که بجهد و شمشیر بر کشد .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم