ذبایح

لغت نامه دهخدا

ذبایح. [ ذَ ی ِ ] ( ع اِ ) ذبیحة. ( دهار ). || ذبایح ِ جن ؛ ذبیحه ها که عرب گاه ساختن خانه یا حفرچاهی میکردند تا بنا یا چاه از ضرر جن ایمن ماند.

فرهنگ معین

(ذَ یِ ) [ ع . زبائح ] (اِ. ) جِ ذبیحه ، سر بریده ها، بسمل کرده ها.

فرهنگ عمید

=ذبیحه

فرهنگ فارسی

جمع ذبیحه
( اسم ) جمع ذبیحه سر بریده ها بسمل کرده ها .

ویکی واژه

زبائح
جِ ذبیحه ؛ سر بریده‌ها، بسمل کرده‌ها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم