دستپاچگی

لغت نامه دهخدا

دستپاچگی. [ دَ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دستپاچه. دستپاچه بودن. تعجیل. عجله. شتابزدگی. ( ناظم الاطباء ). عجولی. استعجال. شتاب. اضطراب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- با دستپاچگی ؛ با عجله. با شتاب. بشتاب. شتابزده.
- دستپاچگی کردن ؛ تعجیل کردن. شتاب کردن.
|| سرگشتگی در کاری محتاج به شتاب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || ترس از کشف سوئی نهان داشته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

( ~. چِ ) (حامص . ) شتابزدگی . ، با ~ با عجله ، با شتاب .

فرهنگ عمید

شتاب زدگی، دست پاچه بودن.

فرهنگ فارسی

دست پاچه بودن شتابزدگی . یا با دست پاچگی با عجله به شتاب : [[ خیلی با دستپاچگی حرف میزد ]] .
حالت و چگونگی دستپاچه تعجیل
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم