لغت یاب
|
دیکشنریها
دیکشنری تخصصی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه عمومی
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
ویکی واژه
نصب
خشکاندن
لغت نامه دهخدا
خشکاندن. [ خ ُ دَ ] ( مص )خشک کردن. تجفیف. خشکانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
(خُ دَ ) (مص م . ) خشکانیدن .
فرهنگ عمید
گرفتن آب یا رطوبت چیزی، به ویژه به سیلۀ آفتاب یا حرارت، خشک کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشک کردن آب و رطوبت چیزی را گرفتن ( بوسیل. حرارت دادن یا در آفتاب گذاشتن ) .
ویکی واژه
خشکانیدن.
بیا فالت رو بگیرم!!!
بزن بریم
فال تاروت
فال قهوه
فال ماهجونگ
فال ارمنی