خشکاندن

لغت نامه دهخدا

خشکاندن. [ خ ُ دَ ] ( مص )خشک کردن. تجفیف. خشکانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(خُ دَ ) (مص م . ) خشکانیدن .

فرهنگ عمید

گرفتن آب یا رطوبت چیزی، به ویژه به سیلۀ آفتاب یا حرارت، خشک کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خشک کردن آب و رطوبت چیزی را گرفتن ( بوسیل. حرارت دادن یا در آفتاب گذاشتن ) .

ویکی واژه

خشکانیدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم