لغت نامه دهخدا
که ای جامگی خوار تدبیر من
ز جام سخن چاشنی گیر من.نظامی.همه صیرفی طبع بازارگان
جگرخواره ٔجامگی خوارگان.نظامی.و رجوع به جامگی خوار شود. || کنایه از مردم شرابخوار. || خدمتکار راهم گویند. || مردم علوفه دار. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).