جادار

لغت نامه دهخدا

جادار. ( نف مرکب ) فراخ. وسیع. متسع.

فرهنگ معین

(ص فا. ) فراخ ، وسیع .

فرهنگ عمید

فراخ، باوسعت، دارای جای زیاد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- فراخ وسیع : (( اطاق جادار. ) ) ۲- رفی که چیز بسیار بتوان در آن جا داد.

ویکی واژه

spazioso
فراخ، وسی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال ماهجونگ فال ماهجونگ فال تاروت فال تاروت فال تخمین زمان فال تخمین زمان فال ارمنی فال ارمنی