تیجان

لغت نامه دهخدا

تیجان. ( ع اِ ) ج ِ تاج ، یقال :العمائم تیجان العرب. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به الجماهر بیرونی ص 69 شود.
تیجان. ( اِخ ) دهی از دهستان ماروسک است که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است و در حدود 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) جِ تاج ، افسرها.

فرهنگ فارسی

جمع تاج به معنی افسر
( اسم ) جمع تاج . افسرها .
دهی از دهستان ماروسک است که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است

ویکی واژه

جِ تاج ؛ افسرها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم