تنغیص. [ ت َ ] ( ع مص ) ناخوش گردانیدن عیش.( زوزنی ). تیره ساختن عیش را بر کسی : نغصه العیش و علیه تنغیصاً؛ تیره سازد عیش را بر وی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - تیره گردانیدن . ۲ - بر هم زدن عیش کسی .
فرهنگ عمید
مکدر ساختن عیش، تیره کردن و برهم زدن عیش کسی.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) تیره گردانیدن. ۲- تیره ساختن عیش خوشی کسی را مکدرکردن . جمع : تنغیصات .