لغت نامه دهخدا
تلیین. [ ت َل ْ ] ( ع مص ) نرم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نرم گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نرمی و ملایمت و نرمی و آزادی شکم. ( ناظم الاطباء ).
تلیین. [ ت َل ْ ] ( ع مص ) نرم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نرم گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نرمی و ملایمت و نرمی و آزادی شکم. ( ناظم الاطباء ).
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) نرم گردانیدن .
لینت دادن، نرم گردانیدن.
لینت دادن، نرم گردانیدن
( مصر ) نرم کردن نرم گردانیدن . جمع : تلیینات .
[ویکی فقه] نرم کردن را تَلیین گویند و از آن به مناسبت در باب طهارت یاد شده است.
نرم کردن انگشتان و مفاصل میّت به آرامی هنگام غسل دادن وی، مستحب است. در صورت عدم امکان یا دشواری و سختی این کار، از آن صرف نظر می شود.
نرم گردانیدن.