تبهکاری

لغت نامه دهخدا

تبه کاری. [ ت َ ب َه ْ ] ( حامص مرکب ) تباه کاری :
زود میرند از تبه کاری
چه سفیدیست در سیه کاری.مکتبی.رجوع به تباهکاری شود.

فرهنگ فارسی

تباه کاری
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم