بی‌ریخت

لغت نامه دهخدا

بی ریخت. ( ص مرکب ) ( از: بی + ریخت ) بی اندام. بی قواره. بدترکیب. بدشکل ( در انسان و حیوان و جامه ). رجوع به ریخت شود.

فرهنگ عمید

زشت، بدقواره، بدترکیب.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بدشکل بدترکیب بدقواره ( انسان حیوان جامه ) .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم