اشتهاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اشتها. خواستن چیزی را و آرزوی آن کردن ودوست داشتن آنرا. ( منتهی الارب ). دوست داشتن چیزی و میل کردن به آن و آرزو کردن آنرا. ( از اقرب الموارد ). آرزو کردن و فارسیان بمعنی آرزوی طعام استعمال کنند. ( غیاث ). || خواهش غذا. ( فرهنگ نظام ). - بااشتها ؛ متمایل به غذا. - بی اشتها ؛ آنکه به غذا میل ندارد. - پراشتها ؛ کسی که بسیار متمایل به غذا است. - کم اشتها ؛ آنکه اندک به غذا مایل است. - امثال : اشتهای مردان زیر دندان . یک گل زغال بردار اشتهایت را بترسان. یکی نان نداشت بخورد پیاز میخورد اشتهایش وا شود. ( از فرهنگ نظام ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - آرزو کردن . ۲ - میل به غذا داشتن . ، ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن .
ویکی واژه
آرزو کردن. میل به غذا داشتن. ؛ ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن.