لغت نامه دهخدا ارذال. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ رَذل. فرومایگان. ( غیاث اللغات ). ناکسان. ( مهذب الاسماء ). دونان. خسیسان.ارذال. [ اِ ] ( ع مص ) ناکس و فرومایه گردانیدن کسی را. ( منتهی الأرب ). فرومایه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || صاحب ناکسان و فرومایگان گشتن. || رذل گردیدن اصحاب کسی. ( منتهی الأرب ).