درهم شکسته و خرد شده

خُرد شده: به چیزی گفته می‌شود که به قطعات کوچک‌تر شکسته یا تقسیم شده است.

مترادف‌ها

متلاشی شده، خرد شده، درهم‌شکسته

متضادها

سالم، یکپارچه

جمله سازی با درهم شکسته و خرد شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از وقوع زلزله شدید، تمام ساختمان‌های قدیمی منطقه به قطعاتی درهم شکسته و خرد شده تبدیل شده بودند که امدادگران را با دشواری مواجه کرد.

💡 او با دیدن تکه‌های درهم شکسته و خرد شده گلدان محبوبش که بر روی زمین ریخته بود، احساس غم و اندوه بسیار شدیدی کرد.

💡 مواد اولیه برای تهیه این نوع شیرینی باید کاملاً درهم شکسته و خرد شده باشند تا با ترکیب سایر مواد به خوبی هم بخورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران