دست بر خون کسی داشتن
یعنی در قتل یا آسیبی که به فردی وارد شده دست یا نقش داشتن. به عبارت دیگر، شریک جرم بودن یا در وقوع حادثه ای خشونتآمیز سهیم بودن.
مترادفها
مرتکب قتل شدن
متضادها
پاک بودن دست، بیگناه بودن
جمله سازی با دست بر خون کسی داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در تمام طول عمر خود احساس میکرد که به دلیل تصمیمات اشتباهش در گذشته، دست بر خون بیگناهانی دارد که هرگز فراموش نمیشوند.
💡 در آن جنگهای بیرحمانه، بسیاری از فرماندهان احساس میکردند که به خاطر دستورات خود دست بر خون میلیونها انسان بیگناه دارند و عذاب میکشند.
💡 هیچکس نمیخواهد در نهایت زندگی خود را به گونهای سپری کند که احساس کند دست بر خون کسی دارد و با عذاب وجدان زندگی کند.