پا بر سر حرف نهادن
عبارت اصطلاحی است به معنی بیاحترامی کردن به قول و قرار و عهد و پیمان؛ وقتی کسی "پا بر سر حرف میگذارد" یعنی به تعهدات خود پایبند نبوده و حرفش را زیر پا گذاشته است.
مترادفها
پافشاری کردن، اصرار ورزیدن، پای حرف خود ایستادن
متضادها
عقبنشینی کردن، چشمپوشی کردن، کوتاه آمدن
جمله سازی با پا بر سر حرف نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکند به توصیههای پزشک در مورد رژیم غذایی و سبک زندگی خود پا بر سر حرف نهادن و آنها را دقیقاً اجرا کند تا سلامتیاش حفظ شود.
💡 اگر مدیر شرکت بخواهد پروژههای جدید را با موفقیت پیش ببرد، باید بتواند کارمندان خود را متقاعد کند تا بر روی برنامههای تعیین شده پا بر سر حرف نهادن تمرکز کنند.
💡 بسیاری از افراد در ابتدای مسیر یادگیری، به توصیههای اساتید خود پا بر سر حرف نهادن ندارند و همین موضوع باعث میشود که در مسیر درست حرکت نکنند.