نان به روغن افتادن

این عبارت به معنای فراهم شدن رفاه و زندگی خوب یا راحت شدن وضع زندگی است. مثلاً وقتی می‌گوییم «نان به روغن افتاد» یعنی معیشت شخص یا خانواده به حالت بهتر و راحت‌تر درآمده است، به‌عبارتی وضع مالی بهتر شده یا شرایط زندگی بهبود یافته است.

مترادف‌ها

آشتی کردن، صلح کردن، روبه‌راه شدن

متضادها

متخاصم بودن، ناسازگاری، اختلاف داشتن

جمله سازی با نان به روغن افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از اینکه توافق میان دو شرکت نهایی شد، به نظر می‌رسد که حالا نان به روغن افتاده و همکاری‌های آینده بسیار پرسود خواهد بود.

💡 وقتی همه اعضای تیم با هم متحد شدند و نقشه‌هایشان با هم هماهنگ شد، نان به روغن افتاد و پروژه با سرعت پیش رفت.

💡 با ورود سرمایه‌گذار جدید به این استارتاپ، نان به روغن افتاد و امکان توسعه محصولات جدید و استخدام نیروهای متخصص فراهم گردید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران