اصطلاح «کنایه از تسلیم شدن» به تعبیرها و عبارتهایی گفته میشود که بدون بیان مستقیم واژه «تسلیم شدن»، مفهوم پذیرش شکست، دست کشیدن از مقاومت یا قبول شرایط را به صورت غیرمستقیم منتقل میکنند. در زبان فارسی، یکی از شناختهشدهترین کنایهها برای این مفهوم «سپر انداختن» است. این تعبیر از فضای جنگ و نبرد گرفته شده است؛ زیرا جنگجویی که سپر خود را بر زمین میانداخت، عملاً از ادامه مبارزه صرفنظر کرده و شکست یا تسلیم خود را اعلام میکرد. افزون بر این، کنایههای دیگری نیز برای بیان همین معنا وجود دارد. «گردن نهادن» به معنای پذیرفتن فرمان، قبول شکست یا تسلیم شدن در برابر خواسته یا قدرتی برتر است. همچنین «تن به قضا دادن» زمانی به کار میرود که فرد در برابر سرنوشت یا شرایطی که تغییر آن را ممکن نمیداند، تسلیم شود و آن را بپذیرد. در برخی موقعیتها، تعبیر «دست از پا درازتر برگشتن» نیز برای نشان دادن ناکامی و ناچار شدن به پذیرش شکست به کار میرود. این کنایهها به سخن زیبایی، تأثیرگذاری و جنبه ادبی بیشتری میبخشند و به جای بیان مستقیم، مفهوم تسلیم شدن را با تصویرسازی و اشاره منتقل میکنند. بنابراین، «کنایه از تسلیم شدن» به عبارتهایی گفته میشود که مفهوم پذیرش شکست، دست کشیدن از مقاومت یا قبول شرایط را به شکلی غیرمستقیم و ادبی بیان میکنند.