دست به یکی کردن با
یعنی همدست یا شریک شدن با کسی در انجام کاری، معمولاً در زمینهای که ممکن است ناپسند باشد. به عبارت دیگر، دو نفر یا بیشتر توافق میکنند تا کاری را با هم انجام دهند.
مترادفها
همدستی کردن، تبانی کردن، توطئه کردن
متضادها
مخالفت کردن، جدایی، اختلاف داشتن
جمله سازی با دست به یکی کردن با
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از کارمندان فاسد سعی کردند با دست به یکی کردن با مدیران شرکت، بخشی از سود حاصل از قراردادهای جدید را برای خود بردارند.
💡 تبهکاران حرفهای با دست به یکی کردن با برخی افراد نفوذی در سازمانهای امنیتی، توانستند از سیستمهای نظارتی به راحتی عبور کنند.
💡 در داستانهای جنایی، اغلب شخصیت منفی با دست به یکی کردن با رقبای تجاری، تلاش میکند تا بازار را به نفع خود تغییر دهد.