دست از دامن نداشتن
این اصطلاح اشاره به کسی دارد که از کسی یا چیزی جدا نمیشود و دائم به آن وابسته یا چسبیده است، مثلاً کودکی که دست از دامن مادرش برنمیدارد، یعنی خیلی وابسته و نیازمند به حمایت است.
مترادفها
بیباک بودن، جسور بودن، بیپروا بودن
متضادها
خویشتنداری، خودداری، پرهیزکاری